پگاه آشنایی
!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه
با تو این ترانه را گفتم تا ستاره پر بگیرد با تو از شراره گفتم تا شراره در بگیرد با تو این غزل سرودم که سکوت بشکند باز و تو را به اوج بردم که کسی تو را نگیرد سپیده را در باد عشق را در دل و آسمان را در امید دارم و پرواز,بی کران بودن من است و آغاز اینجاست پرواز سر خط بودن من است و من آماده پروازم
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت
4:12 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت
4:11 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |
| Design By : Night Skin |


