تبليغاتX
پگاه آشنایی


پگاه آشنایی

!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه

خواستم بگويم : فاطمه دختر خديجه بزرگ است .
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم : فاطمه دخترمحمد (ص) بزرگ است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم : فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست .
خواستم بگويم : فاطمه مادر حسين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم : فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست ..
نه فاطمه همه هست و اين همه فاطمه نيست .
فاطمه، فاطمه، است
//بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد

گل تاب فشار دروديوار ندارد

ايام شهادت ريحانه النبي ياس كبود علي(ع) را تسليت مي گويم

نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

به دیدارم بیا...در این تنهایی تنها و تاریک، خدا مانند...دلم تنگ است... بیا ای روشنی،ای روشن تر از لبخند... شبم را روز کن سر پوش سیاهی ها... دلم تنگ است...بیا بنگر،چه غمگین وغریبانه... در این ایوان سر پوشیده واین تالاب مالامال... دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها... و این نیلو فر آبی و این تالاب مهتابی ... شب افتاده است ومن تنها و تاریکم... و در ایوان تالاب من ، دیریست ... در خوابند...پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی... بیا ای مهربان من... بیا ای یاد تنهایی... !

نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

 

 

 

سلام من بازم اومدم

با یه جمله قشنگ

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی

اما حالا که به آن دعوت شده ای زیبا برقص

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 1:33 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |


Design By : Night Skin