تبليغاتX
پگاه آشنایی


پگاه آشنایی

!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه

حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي

قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگي

نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت

براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت

به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته

يه قلبه تنها و كبود هلاك يك نگاهته

من ميدونم همين روزا ، عشق من از يادت ميره

بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 4:22 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

هنوزم که هنوز است ،عاشق ماهم
ولی بدون تو مهتاب را نمی خواهم

هوای بودن یک عمر با تو را دارم
منی که دلخوش دیدارهای گه گاهم

برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط
اسیر سخت ترین زخمهای جانکاهم

بدون تو همه ی لحظیه ها در این فکرند
      که تیغ را بگذارند بر گلو گاهم
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

لحظه ی دیدن تو دنیا چه عاشقونه بود شونه هات برام یه مرهم با یه آشیونه بود امدی اما چه زود رفتی نموندی واسه من کمی از عشق و محبت تو نخوندی واسه من کاش می شد وقت خداحافظی حرفی بزنی کاش به زخم دل من مرهم دردی بزنی حالا من موندم و تنهایی و این دل شکسته تو که رفتی واسه من مونده همین صدای خسته اگه زندگی برام یه روز خراب شه یا که عشقت واسه من مثل سراب شه
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط یه آشنا| |

در پنجره غم اسيربودن عشق است بازيچه دست يار بودن عشق است در محكمه اي كه يار قاضي باشد محكوم طناب دار بودن عشق است
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط یه آشنا| |

من بی تو می میرم

 

                              فردا که خواهی رفت،

 

فردا که روز آخرین دیدارمان است،

 

                                   فردا که بامن می کنی بدرود،

 

می ایستی غمگین و می گویی:خداحافظ

 

                         من بی تو فردا را چسان خواهم؟

 

من روزهای بی تو بودن را وتنها نشستن را

 

                         و غمگین گریه کردن را چرا خواهم؟

  

فردا که خواهی رفت،

 

                         فردا که روز آخرین دیدارمان است.

  

من بی تو می میرم

 

                        بی تو چو ماهیان دور از آب می میرم.

 

و در بستر مرگ آرام می گیرم.

دوستت دارم دوستت دارم

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

اون که یه وقتی تنها کسم بود  

تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بیقرارم

خیال میکردم پیشم می مونه

ترانه عشق واسم میخونه

خیال میکردم یه هم زبونه

نمیدونستم نامهربونه


نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:52 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

گفتی: میخوام رها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه عاشق شدم
 
گفتی:میخوام تنها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: دلم
 
گفتی: بسوزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: یه عمری باز هنوز
 
گفتم: پس عمرم چی میشه Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: هدر شد شب و روز
 
گفتم: آخه داغون میشم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: به من خوش میگذره
 
گفتم: بیا چشمام توییImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آخر کی میخره
 
گفتم: منو جنس میبینی Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آره بی قیمتی
 
گفتم: یه روز کسی بودم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic با من نکن بی حرمتی
 
گفتم: صدام میمیره باز Image and video hosting by TinyPic
 
گفتی: با درد بسوز بساز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم : حالا که پیر شدم
 
گفتی: که از تو سیر شدم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: تمنا میکنم
 
گفتی: میخوام خردت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: بیا بشکن تنو
 
گفتی: فراموش کن منو Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط یه آشنا| |

طلـــــــــوع رو دوست دارم ؛

 زندگــــــــــــــــي رودوست دارم،

   اما ميدونـــــــــي ..راستشو بخواي ..

. طلـــــــــوع رو توي نگاه چشماي قشنگت...

 و زنــــــــــــــدگي رو در کنارت ميخوام ...

        دوســـــت دارم يه شب تا صبح بشينم

            و فــــــــــــقط چشماتو نگا کنم  

            تا باوركنم چگونه ......

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

دلم گرفته . دلم گرفته
دلم میخواد داد بزنم ولی کسی صدامو نمیشنوه
دلم میخواد که تو همیشه پیش من باشی
دلم میخواد که تمام شادی ها وغصه هام فقط مال تو باشه
دلم میخواد که همیشه دوسم داشته باشی
دلم میخواد که شادی ها وغصه هات فقط  مال من باشه
دلم میخواد که تو همیشه پیش من باشی
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

تا مي تواني گريه كن و خود را از عقده ها و كينه ها و آه  و حسرت هاي مانده در دل تخليه نما و سپس آرام آرام با خداي خود راز ونياز كن و تمام درد دلت را تنها با او بگو و بگذار فقط او گوش كند و هنگامي كه آرام

شدي در نهايت تك لبخندي بر لبانت جاري ساز و دو سجده ي شكر به جاي آر . چندي نميگذرد كه اثر معجزه آساي آن را مشاهده خواهي نمود و پي مي بري كه به راستي خداوند تمامي درد دل هاي تو را شنيده و چه زيبا به كمكت شتافته

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

انقدر رنجی که دنیا بر دل ما می کند                                                               بر دل هر که کند او ترک دنیا میکند                                                                 با خودم گو یم که فردا ترک دنیا میکنم                                                              چون که فردا میرسد امروز وفردا میکنم
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

خورشيد آواره وار طلوع کرد ديوانه وار انتظار کشيد ومعصومانه غروب کرد و شايد ماه نمي داند چرا آسمان شب مال اوست
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 2:1 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

پروانه به شمع بوسه زد و
بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق
سوختن آموخت
فرق منو پروانه در اينست
پروانه پرش سوخت
ولي من جگرم سوخت

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

 

بیا یه بار دیگر حس کنیم آسمان قلبمان آبیست گرچه زیباترین رنگ دنیا سرخ است همچو عشق .
سلام
دلت برام تنگ نشه . دِ بگو دیگه . چی بگی؟ بگو تنگ نشده . آها حالا شد . پس تنگ نشده بی معرفت . باشه ولی واسه من شده . اونم نه یه ذره خیییییییییییلی.
به یادم باش به یادت هستم . عاشم باش تا ابد عاشقت خواهم بود . بهترین ها از آن تو باشد گلللللللللللللللللللللم . فقط اینو نوشتم که بدونی به یادتم

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

 

بیا یه بار دیگر حس کنیم آسمان قلبمان آبیست گرچه زیباترین رنگ دنیا سرخ است همچو عشق .
سلام
دلت برام تنگ نشه . دِ بگو دیگه . چی بگی؟ بگو تنگ نشده . آها حالا شد . پس تنگ نشده بی معرفت . باشه ولی واسه من شده . اونم نه یه ذره خیییییییییییلی.
به یادم باش به یادت هستم . عاشم باش تا ابد عاشقت خواهم بود . بهترین ها از آن تو باشد گلللللللللللللللللللللم . فقط اینو نوشتم که بدونی به یادتم

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد

کسی که تو را دوست میدارد تو دوستش نداری

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آیین هرگز بهم نمی رسید

و این رنج است

زندگی یعنی این..........


وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن!!

خاموش باش قرنها نالیدن به کجا انجامید؟؟

تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

 

در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او  دیدم غم است در میزند

ای یاران بی وفا از غم بیاموزید وفا

غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |

 

من امشب سکوت دلم را شکستم  سکوت شبستان غم را شکستم

قسم خورده بودم که عاشق نباشم  به عشقت شکوه قسم را شکستم

تو در دیده من نشستی به حرمان  به حرمت حریم حرم را شکستم

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |


Design By : Night Skin