پگاه آشنایی
!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه
سکوتت را نمی خواهم صدایم کن صدایت مثل رویا مثل ابریشم صدایت مثل معنای محبت مثل گل زیباست صدایت غرق خوبی هاست در این تنهایی غمگین صدایم کن برای شعرهای آشنای من صدای تو هزاران سطر جا دارد سکوتت را نمی خواهم صدایم کن صدایت اشک هایم را صدا می کرد تمام اشک های من صدایت را دعا میکرد صدایت را دعا میکرد برای پدرم برای پدری که تو هستی و برای پدری که در طی این مدت بوده ای اگه من دوباره فرصت انتخاب داشتم باز تو را به عنوان پدر انتخاب میکردم برای دردسرهایی که برات درست کردم و برای فرصت هایی که به خاطر من از دست دادی و من افتخار میکنم که تو بالاخره دیدی که خداوند چگونه زندگی من را دگرگون ساخت تو هیچگاه از ناملایمات زندگی فرار نکردی در عوض به من امید دادی که بتونم. با مشکلاتم روبرو بشم از تو سپاسگزارم برای پایداری و استقامتت و برای ایمان و اعتقادی که برای به من ارزانی داشتی تمام عشقی که تو به من ابراز کردی . همون عشقی است که من اکنون دارم به سوی تو روانه میکنم . خيلي وقته كه دلم مي خواد يه سوالي بپرسم به نظر شما عاشق شدنو تنها شدن بهتره يا اينكه اصلا عاشق نشيم ولي هميشه دوستايي داشته باشيم؟ گناهکار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشکهام قسمت میدم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی......منو ببخش که اینجوری باهات حرف میزنم به خودت قسم قصد جسارت ندارم تو خودت با مهربونیات منو پررو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر.... خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن اگر خدا آرزويي را در دلت انداخت ، بدان كه توانايي رسيدن به آن آرزو را در تو ديده است خدايا كفر نمي گويم پريشانم ... چه مي خواهي تو از جانم مرا بي آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي خداوندا تو مسئولي . خداوندا! تو مي داني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است . چه رنجي مي كشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است . علي شريعتي خدا همیشه... کاشکی برای بزرگ شدن اینقدر عجله نکرده بودیم

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه 
یه عمره حال و روز من همینه 
کسی به پای گریه هام نمی شینه 
بازم دلم گرفت و گریه کردم 
بازم به گریه هام می خندن 
بازم صدای گریه مو شنیدن 
همه به گریه هام می خندن 
دوباره یه گوشه می شینم و واسه دلم می خونم 
هنوز تو حسرت یه هم زبونم 
ولی نمی شه خب اینو می دونم 
دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه 
یه عمر حال و روز من همینه 
بازم دوباره دلم گرفته 
دوباره شعرام بوی غم گرفته 
کسی نفهمید غمم چی بوده 
دلیل یک عمر ماتمم چی بوده 
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن 
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق 
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن 
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن 
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن 
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد 
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن 
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن 
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)




وای از این کندی هر ثانیه از دلتنگــــــــــــــی
که دگر تاب درازای گذر نیست مـــــــــــــــــرا
سایه اشک به چشمان یمینم جاری اســت
که ز احوال تو دیری است خبر نیست مـــــرا
تار و پود دلم از با تو نبودن پوســــــــــــــــیـد
بی تو آرامش شب تا به سحر نیست مــــرا
تن من خسته از این روزهای بی حاصــــــــل
بی تو اطراف تن خسته سپر نیست مــــــرا
درد هجران تو بسیار کشیدم لیکـــــــــــــــن
غیر دیدار تو درمان دگر نیست مـــــــــــــــرا
از یم دوری تو قلب من آتش بگرفــــــــــــت
غیر خاکستر دل هیچ اثر نیست مـــــــــــــرا
رسم عاشق سفر از وادی معشوق نبـــــود
به تو سوگند دگر شوق سفر نیست مــــــرا
مه من رو بنما بی تو دلم غمگین اســـــــت
بی تو از این ره اندوه گذر نیست مـــــــــــرا
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت
آسماني عشق، يعني شهري از آيينه اي
وسعتي نوري كه دنيا دائماً محتاج توست
سرزميني ناتمامي، آسمان ها تاج توست
آبروي آدميزادي، بشر مديون توست
آفتاب صبح يلدايي، سحر مديون توست
در كوير روزهاي تشنگي و اشك و آه
دست هايت سايبان كودكان بي پناه
اسم پاكت قوتي در كوره راه بي كسي
ياد تو آرامشي در لحظه دلواپسي
ذوالفقارت رهگشاي قله آزادگي
واژه هايت مشعلي تا قريه آيينگي
بوي قرآن، بوي پاكي، بوي مردم مي دهي
بوي دريا، بوي بار
یه چیزایی تو این قصه یه دنیایی پسا پیشه!
ته این راه می تونه یه اقیانوس پیدا شه!![]()
بیا تا برایت بگویم تنهایی چقدر بزرگه
| Design By : Night Skin |



