پگاه آشنایی
!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه
شدم مثل کویر تشنه یی که ابرای سیاه خسته ی باریدنشن تا حواسمون باشه که همه ی اشتباها پاک شدنی نیس مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند پروردگارا کدامین پل در کجای جهان شکسته است که هیچ کس به خا نه اش نمی رسد؟؟؟؟؟ delhaye pak khata nemikonand faghat sadegi mikonand va emruz sadegi paktarin khataye donyast در اين زمانه هيچ کس خودش نيست همين دمي که رفت و بازدم شد همين هوا که عين عشق پاک است خداي ما اگر که در خود ماست مگس به هر کجا به جز مگس نيست تو اي من، اي عقاب بسته بالم تو دست کم کمي شبيه خود باش تمام درد ما همين خود ماست می خوانم و می ستایمت پرشور ای پردهء دلفریب رویارنگ! می بوسمت، ای سپیدهء گلگون ای فردا، ای امید بی نیرنگ! دیریست که من پی تو می پویم. هر سو که نگاه می کنم، آوخ! غرق است در اشک و خون نگاه من. سرنیزهء خونفشان به راه من. وین راه یگانه:راه بی برگشت. ره می سپریم همره امید آگاه ز رنج و آشنا با درد. یک مرد اگر به خاک می افتد، بر می خیزد به جای او صد مرد. اینست که کاروان نمی ماند. آری زدرون این شب تاریک ای فردا من سوی تو می رانم. رنج است و درنگ نیست، می تازم. مرگ است و شکست نیست، می دانم. آبستن فتح ماست این پیکار. براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن. براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش امام علی (ع)
مثل یه آوازی که گوشای بی تفاوت براش نقش دروازه رو دارن
مثل مزه ی تکراری آب واسه سنگای رودخونه !
درست مثل همون کوهی که هر روز دم غروب خورشید و پشتش قایم می کنه
مثل یه پل کهنه که روزی هزار تا عابر بی خبر از روش رد می شن ...
بدبختی ما آدما اینه که عادت کردیم به عادت کردن
و این تنها دلیل بی تفاوتیه
می توانی آیا
بهر یک لحظهء خیلی کوتاه
روح مادر گردی
صاحب رفعت دیگر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
کهکشان کم دارم
نوریان کم دارم
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم
خاک را پرسیدم
می توانی آیا
دل مادر گردی
آسمانی شوی وخرمن اخترگردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم
روی کردم با بحر
گفتم اورا آیا
می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه
پای تا سر همه مادر گردی
عشق را موج شوی
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بیکران بودن را
بیکران کم دارم
ناقص ومحدودم
بهر این کار بزرگ
قطره یی بیش نیم
طاقت وتاب وتوان کم دارم
درپی عشق شدم
تا درآئینهء او چهرهء مادر بینم
دیدم او مادر بود
دیدم او در دل عطر
دیدم او در تن گل
دیدم اودر دم جانپرور مشکین نسیم
دیدم او درپرش نبض سحر
دیدم او درتپش قلب چمن
دیدم او لحظهء روئیدن باغ
از دل سبزترین فصل بهار
لحظهء پر زدن پروانه
در چمنزار دل انگیزترین زیبایی
بلکه او درهمهء زیبایی
بلکه او درهمهء عالم خوبی, همهء رعنایی
همه جا پیدا بود
همه جا پیدا بود 
کسي براي يک نفس خودش نيست
نفس- نفس ، نفس - نفس خودش نيست
گره که خورد با هوس خودش نيست
کسي که بي خداست، پس خودش نيست
دلي که گرد خويش مي تند تار
اگرچه قدر يک مگس ، خودش نيست
ولي عقاب در قفس خودش نيست
اگر چه بر تو راه پيش و پس نيست
در اين جهان که هيچ کس خودش نيست
تمام شد، همين و بس : خودش نيست!
تو از خاکی و منم خاک, چرا باید دور تو بگردم؟
ندا آمد:
تو با پا آمدی باید بگردی, برو با دل بیا تا من بگردم
| Design By : Night Skin |


