پگاه آشنایی
!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه
تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره... بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت
7:5 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |
| Design By : Night Skin |


