پگاه آشنایی
!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه
در اين زمانه هيچ کس خودش نيست همين دمي که رفت و بازدم شد همين هوا که عين عشق پاک است خداي ما اگر که در خود ماست مگس به هر کجا به جز مگس نيست تو اي من، اي عقاب بسته بالم تو دست کم کمي شبيه خود باش تمام درد ما همين خود ماست
کسي براي يک نفس خودش نيست
نفس- نفس ، نفس - نفس خودش نيست
گره که خورد با هوس خودش نيست
کسي که بي خداست، پس خودش نيست
دلي که گرد خويش مي تند تار
اگرچه قدر يک مگس ، خودش نيست
ولي عقاب در قفس خودش نيست
اگر چه بر تو راه پيش و پس نيست
در اين جهان که هيچ کس خودش نيست
تمام شد، همين و بس : خودش نيست! نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت
1:58 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |
| Design By : Night Skin |


