پگاه آشنایی
!...یه افق! یه بینهایت ! کمترین فاصلمونه
چی میشد با تو باشم حتی توی رویا من تو رو دوست دارم اندازه ی یه دنیا دلش میگیره آسمون برای من که تنهام دوباره قطره های گرم اشک من میریزه دونه دونه روی گونه هام اگه تو نباشی یا ازم جدا شی سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورن امیدی ندارم به شبام برای دیدنت هر لحظه پریشونم تو بیا قدرم بدون ای همز بونم منم مجنونه اون نگاه پاکه تو نگام کن نگاهت قبله گاه این دل منه وجودت مرهمی برای دردمه اگه تو نباشی یا ازم جدا شی سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورن امیدی ندارم به شبام
![]()
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت
3:4 بعد از ظهر توسط یه آشنا| |
| Design By : Night Skin |


